محمد الريشهري
41
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
پس جبرئيل عليه السلام بر ايشان فرود آمد و گفت : اى محمّد ! ناقهات در فلان و به همان درّه است و مهارش به فلان و به همان درخت ، پيچ خورده است . پس پيامبر خدا ، منبر رفت و خدا را حمد و ثنا گفت و فرمود : " هلا ، اى مردم ! شما درباره [ گم شدن ] ناقه من حرفها زديد . بدانيد كه آنچه خداوند به من داد ، بهتر از آن چيزى است كه از من گرفت . بدانيد كه ناقه من در فلان و به همان وادى است و مهارش به فلان و به همان درخت ، پيچ خورده است " . مردم به طرف ناقه شتافتند و ديدند همان گونه است كه پيامبر خدا فرموده بود . 2246 . امام صادق عليه السلام : در جنگ تبوك ، ناقه پيامبر خدا گم شد . منافقان گفتند : براى ما از غيب مىگويد ؛ امّا جاى شترش را نمىداند ! جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرود آمد و گفته منافقان را به اطّلاع ايشان رساند و گفت : ناقهات در فلان درّه است و مهارش به درخت تنومندى گير كرده است . پس پيامبر خدا ، نداى نماز جماعت سر داد . مردم جمع شدند . فرمود : " اى مردم ! ناقه من در فلان درّه است " . مردم به طرف آن [ درّه ] شتافتند و شتر را يافتند . 2247 . الخرائج و الجرائح : ناقه پيامبر صلى اللّه عليه و آله گم شد . منافقان ، دست به تبليغات منفى زدند و گفتند : او از اسرار آسمان به ما خبر مىدهد ؛ امّا نمىداند ناقهاش كجاست . پيامبر صلى اللّه عليه و آله اين سخن را شنيد و فرمود : " درست است كه من از اسرار آسمان به شما خبر مىدهم ؛ امّا از اين اسرار ، جز آنچه را كه خداوند به من آموخته باشد ، نمىدانم " . چون مردم در اين باره دستخوش وسوسه شيطان شدند ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله آنان را از حال ناقه خود ، آگاه كرد و نشانىهاى درختى را كه [ مهار ] شتر به آن گِره خورده بود ، به ايشان داد . مردم رفتند و ديدند كه ماده شتر ، همان گونه كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرموده بود ، مهارش به درختى با همان نشانىها آويخته شده است .